تو را در مثنوی پیدا نکردم
حضور دیگری پیدا نکردم
سرودم هر غزل تنها تو بودی
برایت ثانوی پیدا نکردم . . .
***
عشق یعنی یک استخوان و یک پلاک
سال ها تنهای تنها زیر خاک . . .
***
دور بودن از عزیزان مشکل است
امتحان با وفائی ، در جدائی حاصل است
گرچه من دورم ز پیشت ای رفیق
دوریت دریا و یادت صاحل است . . .
***
روزم خوش است ، چراکه برای تو میخوانم
شبم خوش است ، چراکه برای من میخوانی
روزگارم خوش نیست ، چراکه باهم نمیخوانیم . . .
***
ای دل دیوانه ، بشنو این مرام زندگی است
او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست . . .
***
رد پای اشک هایم را بگیر ، تا بدانی خانه عشق کجاست . . .
***
از هر که محبت خواستیم بر سرمان منت گذاشت
حیف این دل عاشق که به این دیارپا گذاشت . . .
***
در رفاقت رسم ما جان دادن است
هر قدم را صد قدم پس دادن است
هرکه بر ما تب کند جان میدهیم
ناز او را هرچه باشد میخریم . . .
***
ما شقایق های باران خورده ایم
سیلی نا حق فراوان خورده ایم
ساقه احساسمان خشکیده است
زخم ها از باد و طوفان خورده ایم
***
سرافرازم نمی سازی به دشنامی و پیغامی
اگر صلح است پیغامی وگر جنگ است دشنامی . . .
***
هرکـس به طریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا ، دوست جدا میشکند
بیگانه اگر میشکند حرفی نیست
من در عجبم دوست چرا میشکند . . .
***
هر چند که از آینه بی رنگ تر است
از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است
بشکن دل بی نوای ما را ای رفاقت!
این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است . . .
***
من از پاکدلانم که زکس کینه ندارم
یک شهر پُر ا ز دشمن و یک دوست ندارم . . .
***
طاق شد طاقتم ای دوست، ملامت بگذار
که به اندک سخنی می شکند قلب رقیق . . .
***
عشق آمد و شد چونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کردز دوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامی است ز من بر من و باقی همه اوست . . .
***